یکشنبه 12 مهر 1405 - Sun 04 Oct 2026
|ف |
| | | |
کد خبر: 305066
تاریخ انتشار: 22/تير/1401 - 11:12

باربری شهید مدافع حرم برای محرومان /اشنایی با سبک زندگی شهید هادی ذوالفقاری

هادی ذوالفقاری ابراهیم را خیلی دوست داشت برای همین سعی می کرد مانند این شهید عزیز با درآمد خودش مشکلات مردم را برطرف کند.

باربری شهید مدافع حرم برای محرومان /اشنایی با سبک زندگی شهید هادی ذوالفقاری

به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از برکت در مال چیزی نیست که با مفاهیم مادی و دنیایی قابل بحث و توجیه باشد.

برخی افراد بودند که آنچه را که خدا در اختیارشان نهاده بود برای رفع مشکلات مردم قرار می دادند و خدا هم از خزانه ی غیب خود مشکلات مالی آن ها را برطرف می کرد.

مثلاً، شهید ابراهیم هادی. دوستی می گفت: یک شب ابراهیم را دیدم که در کوچه راه می رود. پرسیدم: کاری داری؟

گفت: از صبح تا به حال کسی از بندگان خدا را ندیدم که مشکل مالی داشته باشد و من بتوانم مشکل او را برطرف کنم. برای همین ناراحتم.


ابراهیم هادی هیچ گاه پول را برای خودش نخواست، بلکه با پولی که به دستش می رسید مشکلات بسیاری از رفقا را بر طرف می کرد.

بارها شده بود که مسافرکشی می کرد و پول آن را خرج هیئت و یا افراد نیازمند می کرد.

این ویژگی های شهید ابراهیم هادی برای هادی ذوالفقاری خیلی جالب بود.
 


هادی ذوالفقاری ابراهیم را خیلی دوست داشت برای همین سعی می کرد مانند این شهید عزیز با درآمد خودش مشکلات مردم را برطرف کند.

یادم هست که در تهران تصویر نسبتا ً بزرگ شهید ابراهیم هادی را جلوی موتور نصب کرده بود و این طرف و آن طرف می رفت.

هادی هم از خدا خواسته بود که بتواند گره از مشکلات خلق خدا برطرف کند.

باید اشاره کرد که نشستن و دعا کردن، برای اینکه خداوند برکت خود را نازل کند، در هیچ روایتی وارد نشده.

انسان اگر می خواهد به جایی برسد، باید تلاش کند. زمانی که هادی ذوالفقاری ر تهران بود و در بازار آهن فعالیت می کرد، همیشه دست خیر داشت. خصوصا ً برای هیئت ها بسیار خرج می کرد.

هادی می گفت باید مجلس امام حسین(ع) پررونق باشد. باید این بچه ها که به هیئت می آیند خاطره ی خوشی داشته باشند.

هر بار که برای هیئت و یا کارهای فرهنگی مسجد احتیاج به کمک مالی داشتیم اولین کسی که جلو می آ مد هادی بود. همیشه آماده بود برای هزینه کردن.

یک بار به هادی گفتم: از کجا این همه پول می یاری؟ مگه توی بازار چقدر بهت حقوق می دن؟


خندید و گفت: از خدا خواستم که همیشه برای این طور کارها پول داشته باشم. خدا هم کمکم می‌کنه.

پرسیدم: چطوری؟

گفت: باید تلاش کرد. بعد ادامه داد: برای اینکه برخی خرج ها رو تامین کنم، بعد از کار بازار آهن، با موتور کار می کنم، بار می برم، مسافر و ... خدا هم توی پول ما برکت قرار می ده.

هادی در نجف هم دست از این کارها بر نمی داشت.

بسیاری از طلبه های نجف از فعالیت های هادی می گفتند و اینکه نمی دانستند

هادی از کجا پول می آورد، اما کارهای خیر ماندگاری از خود به یادگار می گذارد.

زمانی که هادی شهید شد، چند نفر از طلبه ها آمدند و خاطرات خود را از هادی بیان کردند.

یکی می گفت: این عبایی را که دارم هادی برایم خرید، دیگری به نعلین خود اشاره کرد.

یکی دیگر از آن ها از لوله کشی آب خانه اش می گفت و ...

هادی برای تامین هزینه ی این کارها در نجف کار می کرد. این اواخر کاری کرده بود که مسئولان گروه های نظامی مردمی (حشدالشعبی) حسابی به او اطمینان داشتند. "

همیشه پول در اختیار او می گذاشتند برای کارهای فرهنگی که در نظر دارد هزینه کند.

برگرفته از کتاب «پسرک فلافل فروش»؛ روایت هایی از زندگانی شهید مدافع حرم «هادی ذوالفقاری

مرتبط ها
نظرات بینندگان
نظرات شما